مي‌شود حدس زد چرا پوريا پورسرخ ابتداي گفت‌وگو با تأكيد پرسيد كه از كجا تماس مي‌گيرم؟! او با انرژي حرف زد، سعي كرد سؤال‌ها را با دقت جواب دهد و حاشيه نرود. به قول خودش ياد گرفته كه «از حاشيه دوري كند» مدت زيادي از ورودش به حرفه بازيگري نمي‌گذرد اما با دلايلي كه در همين گفت‌وگو مي‌گويد، كوشيده تا راه درست را انتخاب كند. دوست ندارد ناعادلانه قضاوت شود و برايش مهم است كه قرار است كجا بايستد. او در اين گفت‌وگوي كوتاه از ورودش به سينما و تلويزيون مي‌گويد؛ از ژوبين عاشق‌پيشه وفا تا شاهين لات‌منش صاحبدلان. اين روزها هم بار ديگر جلوي دوربين محمدحسين لطيفي است كه درباره تداوم همكاري‌شان با شوق حرف مي‌زند.


از شكل ورودتان به سينما شروع كنيم؛ پيش از آغاز كار حرفه‌اي در سينما دوره بازيگري ديده بوديد يا در كلاس‌هاي خاصي شركت كرده بوديد؟
در مؤسسه كارنامه در خدمت استاداني مثل آقاي پرستويي دوره بازيگري ديده‌ام.

*اولين كار شما به عنوان بازيگر با محمدحسين لطيفي بود. با ايشان از چه طريقي آشنا شديد؟

در يك سمينار سينمايي. چون در آن مقطع دوست داشتم بازيگري را تجربه كنم، اولين كارم را با ايشان شروع كردم. دو سال و نيم پس از آشنايي با آقاي لطيفي، ايشان مي‌خواستند مجموعه فرار بزرگ را بسازند و نقش كوچكي هم به من پيشنهاد كردند. اين آشنايي‌ها مقدمه‌اي بود براي اين‌كه وارد سريال وفا بشوم. البته قبل از آن هم مدتي در خدمت آقايان امجد و رحمانيان تمرين تئاتر مي‌كردم.

بعد از وفا در مجموعه تلويزيوني صاحبدلان بازي كرديد و الان هم كه در روز سوم بازيگر فيلمي از محمدحسين لطيفي هستيد. دليل اين همكاري مستمر چيست؟

مسأله درك متقابل است. همكاري مستمر بازيگر و كارگردان يا يك گروه بازيگر، نويسنده و غيره اتفاقي معمولي است كه در پشت صحنه ايجاد مي‌شود. در تئاتر اين همكاري بيش‌تر شكل مي‌گيرد و منجر به تشكيل گروه‌هاي تئاتري مي‌شود. در سينما هم مي‌شود به اين همكاري‌هاي گروهي مستمر رسيد.

بين شما و لطيفي چه هماهنگي و اشتراكي بوده كه به تداوم همكاري‌تان كمك كرده است؟

نوع بازي‌گرفتن ايشان را بسيار مي‌پسندم. به شكل غيرمستقيم و با عنوان‌كردن مسائلي كه بازيگر خودش هم متوجه نمي‌شود، بازيگرداني مي‌كنند. من هم سعي مي‌كنم اين نكات را ياد بگيرم و شاگرد بدي براي ايشان نباشم.

در مجموعه صاحبدلان نقش متفاوتي را از نظر طبقه فرهنگي تجربه كرديد.

خيلي دوست دارم به اين سؤال جواب بدهم. بعد از موفقيت وفا عمده پيشنهادهاي من نقش يك پسر رمانتيك و عاشق‌پيشه بود. براي آن نقش غيرمنصفانه نقد شدم، حتي در مجلات تخصصي‌تر كه اهميت حرف‌هاي‌شان براي من بيش‌تر است. آن نقدها اغلب به نكاتي اشاره داشت كه فكر مي‌كنم برازنده نبود، خصوصاً براي كساني مثل من كه در ابتداي راه هستند و دوست دارند كارشان منصفانه قضاوت شود. خيلي مي‌شنيدم و مي‌خواندم كه پورسرخ در وفا خودش را بازي كرده است! براي همين وقتي نقش صاحبدلان پيشنهاد شد، خيي خوشحال شدم چون شخصيت شاهين حتي ده درصد هم با شخصيت خودم همخواني نداشت و ديگر كسي نمي‌توانست بگويد دارد خودش را بازي مي‌كند. با قبول اين نقش مي‌خواستم آن ذهنيت را بشكنم.

حضور در كنار بازيگر معتبري مثل پرويز پرستويي چه نكته‌هاي آموزنده‌اي براي شما داشت؟

بزرگاني مثل پرستويي و شكيبايي، چهره‌هاي غيرقابل انكار سينماي ما هستند و نصيحت‌هاي ايشان در پشت و جلوي دوربين بسيار آموزنده و ارزشمند است.

شما از تلويزيون به سينما آمده‌ايد. در حال حاضر در يك شرايط فرضي مشابه، پيشنهاد كار در تلويزيون را قبول مي‌كنيد يا سينما را؟

به تلويزيون احترام زيادي مي‌گذارم و در شرايطي كه براي كار كردن در اين حرفه پيشنهادهاي عجيب و غيرمعقولي وجود دارد، فكر مي‌كنم عاقلانه‌ترين راه ورود من به دنياي بازيگري از طريق تلويزيون بود. اگر قرار باشد دوباره در تلويزيون كار كنم، دوست دارم با گروهي باشد كه به كارشان احترام مي‌گذارند و برايش وقت بيش‌تري صرف مي‌كنند. كارهايي در حد و اندازه‌هاي صاحبدلان و وفا.

ويژگي مجموعه صاحبدلان چه بود كه از كار در آن مجموعه اين‌قدر راضي هستيد؟

وسواسي كه براي اين پروژه وجود داشت، در عين فشردگي و محدوديت زمان، فرقي با كارهاي سينمايي نداشت. يك گروه حرفه‌اي و فيلم‌نامه خوب و از همه مهم‌تر نقش متفاوت. مثلاً مطمئن هستم اگر كارگردان ديگري از باران كوثري براي كار در تلويزيون دعوت مي‌كرد، قبول نمي‌كرد.

محبوبيت تلويزيون باعث مي‌شود كه پيشنهادهاي سينمايي زيادي داشته باشيد و دست‌تان براي انتخاب بازتر شده است. در اين شرايط معيار شما براي اين انتخاب‌ها چيست؟

بعد از وفا چند مورد بي‌تجربه‌گي كردم و اين روند داشت مرا به سويي مي‌برد كه هر روز تعداد مصاحبه‌هاي من بيش‌تر مي‌شد و همان قصه نقدهاي تند كه قبلاً توضيح دادم پيش آمد. فكر مي‌كنم تفاوت بين بازيگراني كه در اين مسير مي‌مانند و كساني كه از اين حرفه مي‌روند در همين دقت و وسواس است. اگر فقط به محبوبيت فعلي‌ام در تلويزيون دل‌خوش باشم، از مسيري كه دارم دورنماي آن را مي‌بينم جدا مي‌شوم. بايد بيش‌تر تمركزم را روي پيشنهادهاي سينمايي بگذارم و فكر مي‌كنم الان به آن مقطع از حساسيت در انتخاب رسيده‌ام. فيلم‌نامه و كارگردان براي من مهم است، چون معتقدم كارگردان خوب از فيلم‌نامه بد هم مي‌تواند فيلم متوسطي بسازد. همچنين بازيگران مقابل هم برايم مهم هستند.

با توجه به وسواسي كه مي‌گوييد اخيراً پيدا كرده‌ايد، چه ويژگي شاخصي در پسران آجري (مجيد قاري‌زاده) و دو فيلم ديگري كه در آن زمان بازي كرديد، وجود داشت؟

در آن مقطع نياز داشتم كه حضور خودم را در سينما اعلام كنم، ضمن اين‌كه پسران آجري فيلم‌نامه خيلي خوبي هم داشت و بهترين پيشنهاد من تا آن زمان بود. بعد از آن مهمان (سعيد اسدي) را با آقاي فرح‌بخش كار كردم كه كار با ايشان برايم تجربه خاصي بود. مصايب دوشيزه (مسعود اطيابي) هم يك كار معناگرا بود كه خيلي از حضور در آن راضي بودم. الان هم كه در روز سوم مجدداً با آقاي لطيفي كار مي‌كنم و لذت زيادي از آن مي‌برم.

شهرت و محبوبيت يك‌باره بعد از سريال وفا چه تأثيري در زندگي عادي شما داشت؟

در اين‌جا به يك جمله از آقاي پرستويي استناد مي‌كنم كه مي‌گويند «نه عينك آفتابي بزن كه نشناسنت، نه عينك نزن كه بشناسنت». وقتي عكسي از خودم را در مجلات مي‌ديدم ناراحت مي‌شدم، چون مسائل حاشيه‌اي براي من كه اين حرفه را دوست دارم باعث سوءتفاهم مي‌شود. براي همين ارتباطم را با آقاي پرستويي نزديك‌تر كردم تا از حاشيه‌ها دور باشم. به همين دليل بعد از صاحبدلان تعداد مصاحبه‌هايم بيش‌تر از چهار تا نيست و تمام آن‌ها هم با مجلات تخصصي بوده است.

با جنجال‌ها و حاشيه‌هايي كه مجلات زرد براي‌تان درست مي‌كنند چه‌طور كنار مي‌آييد؟
جنجال‌هاي مجلاتِ به تعبير من «عامه‌پسند» و به قول شما «زرد» جزء لاينفك جامعه ما هستند. من اين مدت را با كم‌ترين حاشيه‌اي پشت سر گذاشتم، طوري كه هيچ تيتر خانمان‌براندازي درباره من زده نشد! به سؤالاتي كه درباره افراد خاص باشد و اسم داشته باشد، جواب نمي‌دهم. آن قدر مسير پيش روي من دشوار است كه دغدغه فعلي‌ام مطبوعات نيست. حتي اگر روي كاغذ اسم من در كنار بزرگان به عنوان بازيگر بيايد، باز هم بايد مواظب انتخاب‌هايم باشم؛ اين دغدغه فعلي من است.

به نظر شما وجود اين جور نشريات براي شناخته‌شدن و محبوبيت بين عموم مردم لازم است؟

هر چيزي در حد معقول آن درست و به‌جا است. مثلاً در يك دوره‌اي صلاح دانستم در يك‌سري از مجلات مطرح شوم، اما حالا اوضاع فرق كرده است.

قضيه درگيري و حرف‌هاي شما درباره محمدرضا گلزار مدتي خوراك اصلي اين مجله‌ها بود. اين را از اين جهت مي‌پرسم كه اين موضوع روشن شود...

همان طور كه گفتم به سؤالاتي كه اسم شخص خاصي را مي‌برند، جواب نمي‌دهم. به تمام بازيگران قبل و بعد از خودم احترام مي‌گذارم و اين قضايا و حرف‌هايي را كه از قولم نوشتند، به‌كلي تكذيب مي‌كنم.

توقع شما از نشريات تخصصي سينمايي چيست؟

بازيگران حرفه‌اي هم گاهي محاسبه‌هاي اشتباه روي بعضي از نقش‌ها داشته‌اند و كار ناموفق از آب درآمده. از نشريات تخصصي انتظار دارم كه هر جمله‌شان قوام‌يافته و شسته‌رفته باشد. ما بازيگران جوان انتظار داريم كه اگر هم قرار است چوبي بخوريم، چوب معلم باشد. بايد زير بال و پَر جوان‌هاي مستعد را با نوشته‌هاي‌شان بگيرند، چون از جمع كثير علاقه‌مندان و فارغ‌التحصيلان بازيگري تعداد خيلي خيلي محدودي مي‌توانند وارد فضاي كار حرفه‌اي شوند. نوشته‌ها بايد طوري باشد كه خستگي به تن بچه‌ها نماند.

چه چشم‌انداز و دورنمايي براي كار بازيگري‌تان در آينده داريد؟

دوست دارم وقتي به پشت سرم نگاه مي‌كنم كاري نكرده باشم كه از انجام‌شان پشيمان و شرمنده باشم.

منبع خبر: مجله فیم