گفتگو با مسعود شجاعی
او حالا دومين لژيونر ايران در اسپانياست. مسعود شجاعي، زماني كه برانكو ايوانكوويچ مربي وقت تيم ملي، او را به تيم ملي دعوت كرد و حتي به جامجهاني برد، خيليها به او خرده گرفتند، اما برانكو تشخيص درستي داد، حتي زماني كه به مسعود در بازي با آنگولا براي دقايقي فرصت بازي داد، او توانست در همان مدت كم حضور خود، در ميدان نشان دهد كه چه بازيكن پا به توپي است. برانكو همان كاري را كرد كه دو سال قبل از آن محمد مايليكهن، مسعود شجاعي را از اميدهاي سايپا در سن 18 سالگي به تيم بزرگسالان آورد و به او فرصت داد تا خودش را نشان دهد. چه كسي فكر ميكرد روزي سر از لاليگا (ليگ اسپانيا) در بياورد. در سال پيش پس از بازگشت تيم ملي از جامجهاني آلمان بود كه مسعود به دفتر ما آمد و به عنوان يك بازيكن جوان، همان زمان قول داد كه به پيشرفت قابل توجهي خواهد رسيد. بازيهاي او، آدم را به ياد علي كريمي مياندازد، با آن دريبلهاي ناگهاني، آن حركات پا به توپ تماشايي، ظرافتهاي خاص تكنيكي، چنان كه علي دايي به او اعتماد كرد تا ميانه ميدان تيم ملي را به او بسپارد و او چه كارها كه در زمين نكرد بازي تماشايي او در مقابل امارات كه به پيروزي ايران ختم شد، حداقل تا پايان رقابتهاي مقدماتي جامجهاني 2010 از ياد نخواهد رفت، او هر كاري كه خواست با توپ كرد، به خصوص در اواخر بازي كه با آن تكنيك بالايش توانست، زمان بازي را نگه دارد تا آن استرس شديدي كه بر علي دايي حاكم بود جاي خود را به پيروزي و خوشحالي بدهد، مسعود در فصل جديد ليگ اسپانيا، در تيم «اوساسونا»، زيرنظر مربي باتجربهاي بازي خواهد كرد، ضمن اينكه از حمايت جواد نكونام هم استفاده ميكند، جواد كه در اوساسونا به يك فوتباليست با شخصيت تبديل شده و نه تنها سرمربي و بازيكنان، بلكه كل باشگاه از او حمايت ميكنند.
گفتگوي ما را با بچه جنوب ايران بخوانيد.
شايد بسياري از
خوانندگانمان گفتگوي دو
سال پيش شما را با
خانوادهسبز به ياد نياورند،
ميخواهيم مختصري از
زندگيات برايمان بگويي؟
شجاعي: در نوزدهم خردادماه سال 1363 در شيراز به دنيا آمدم، البته اصالت ما خوزستاني است و پدر متولد آبادان... ولي آن زمان به خاطر شغل پدرم كه در نيروي دريايي خدمت ميكرد، هر از
چندگاهي زندگي در شهرهاي مختلف را تجربه ميكرديم. گرچه پدرم در حال حاضر بازنشسته است.
من در خانوادهاي به دنيا آمدم كه پنج فرزند دارند و من فرزند سوم هستم. سه برادر و دو خواهر، كه البته خواهر بزرگم، يعني فرزند اول خانواده شجاعي سالهاست كه در كانادا زندگي ميكند، يكي ديگر از برادرانم به نام محمود در سالهاي گذشته سابقه حضور در ليگ برتر همراه تيم نفت آبادان را دارد و برادر كوچكترم ميلاد كه در حال حاضر در نيروي زميني بازي ميكند.
آبادان؟
شجاعي: بله، من خودم فوتبال را از كوچه پس كوچههاي شيراز آغاز كردم، درست مثل محمود، اما دوباره براي زندگي به آبادان برگشتيم، آبادان هم كه ميدانيد چه طوري است. سرزمين فوتبالخيز، شهري كه همه عاشق پيراهن زرد هستند، متاسفم كه اين تيم سقوط كرد. نفتآبادان آرزوي دوران كودكيام بود كه البته به اين آرزويم رسيدم، بازي در برزيل ايران. نوجوان بودم كه براي ادامه زندگي به كرج و تهران آمديم در تيم ساحل كرج عضو بودم و سپس به «آبفا»ي تهران رفتم، از آنجا هم به سايپا پيوستم. بازي در جوانان سايپا براي من تجربه خوبي بود، تا اينكه محمد مايليكهن مرا به بزرگسالان سايپا دعوت كرد، آنجا بود كه تصميم گرفتم با جان و دل بازي كنم و به تركيب فيكس تيم برسم كه همين طور هم شد. البته مدتي به نفت آبادان رفتم و دوباره به سايپا برگشتم.
و نقش محمدمايليكهن؟
شجاعي: او علاقه زيادي به جوانگرايي دارد، اگر يادتان باشد در آن زمان كه سرمربي تيم ملي بود در سالهاي ابتدايي همينگونه عمل كرد، هيچ كس يادش نميرود كه چه طور مهدويكيا، فوروارد پرسپوليس را به پيستون راست برد و به او شخصيت بازي در تيم ملي را داد، دعوت از خداداد، يزداني، ميناوند و... اينها همه نشان از اين ميداد كه محمد مايليكهن به جوانگرايي اعتقاد داشت.
و به برانكو و تيم
ملي همان زمان، خيليها
انتقاد ميكردند كه شجاعي
نبايد با تيم به جامجهاني برود؟
شجاعي: او باعث شد تا شخصيت من در تيم ملي شكل بگيرد، او به من اعتماد كرد و باعث شد تا انگيزهام چند برابر شود، هر بازيكني آرزو دارد حتي شده دقايقي در جامجهاني بازي كند و خوشحالم كه اينگونه شد، من هم براي دقايقي تجربه بازي مقابل آنگولا را در جامجهاني به دست آوردم. در آن زمان 22 ساله بودم.
و پس ازجامجهاني
از تيم بيرون ماندي
تا علي دايي آمد؟
شجاعي: به نظر خودم حقم نبود كه جزو بازيكنان فيكس در جام ملتها نباشم، البته آن زمان اعتقاد كادر فني اين بود كه من بازيكن ثابت نباشم. اما پس از اينكه دايي به تيم آمد، به من ميدان و انگيزه داد و از من خواست كه تمام توانم را به كار ببرم تا در ميانه ميدان بازيهاي خوبي انجام دهم.
راستي خانوادهات با
فوتبال بازي كردن تو موافق بودند؟
شجاعي: راستش را بخواهيد نه، تابستانهاي شيراز و آبادان خيلي گرم است، من هم سعي ميكردم با بچهها برويم بيرون فوتبال، پدرم دوست نداشت من فوتبال بازي كنم، يادم ميآيد كه بعدازظهرها دست مرا ميگرفت و به همان حالت ميخوابيد تا بيرون نروم، ميگفت: پسر اين شيطانيها كار دستمان ميدهد.
اما بعد نظرشان
عوض شد، حضــور در
جامجـهاني و حالا لاليگا؟
شجاعي: زماني كه جزو بازيكنان اعزامي به جامجهاني آلمان بودم، وقتي با هم تلفني صحبت كرديم، هر دو گريه كرديم.
گروهبندي بازيها؟
شجاعي: هر دو گروه سخت است اگر در گروه استراليا و ژاپن هم ميافتاديم بايد بازيهاي سختي را تجربه ميكرديم، بحرين سالهاست كه متحول شده، ازبكستان خيلي قوي شده، قطر هم كه ديگر زنگ تفريح نيست و اين را در مقابل استراليا و عراق نشان داد. در گروه خودمان هم وضع بدين شكل است، عربستان هميشه مثل يك گربه سياه بوده، كرهجنوبي كه برعكس جام ملتهاي آسيا، با تمام قوا به جامجهاني ميآيد و از سال 86، شش دوره متوالي در جامجهاني شركت پيدا كرده است. كرهشمالي نشان ميدهد كه تيم آمادهاي است، امارات هم در بازيهاي مقدماتي گاهي اوقات خيلي خوب بوده و گاهي اوقات خيلي بد، كه البته من نظرم اين است كه با شانس و اقبال بالا آمدند، گل پاياني در مقابل كويت و آن بازي بد در امارات مقابل سوريه ما اگر بازيهاي دوستانه خوبي انجام دهيم، صعود غيرممكن نيست...
گفتي امارات، خيليها
معتقدند سطح كيفي فوتبال
امارات پايين است و بازيكنان
ايراني در آنجا دچار افت
ميشوند؟ اصلا چرا بازيكنان
ايراني به امارات ميروند؟
شجاعي: ببينيد، اين نظر اصلا درست نيست. مگر علي كريمي از امارات به بايرن مونيخ نرفت مگر جواد نكونام از اين ليگ به اسپانيا نرفت درست كه بازيهاي ملي هم شرط بود، اما ميخواهم بگويم اين حرفها چند سالي است كه كليشه شده، اتفاقا به خاطر حضور مربيان معتبر خارجي در ليگ امارات، اين بازيها بسيار هم به چشم ميآيد به خصوص براي اروپاييها، از طرفي امكانات امارات با ايران قابل قياس نيست، فوتباليست آنجا بينياز از همه چيز است و تنها به فوتبال فكر ميكند. تازه من هم در سال اخير در ليگ امارات بازي كردم، به طور حتم مسئولان اوساسونا فيلمهاي آن بازيهاي مرا هم ديدهاند.
اما معرف شما
نكونام بود؟
شجاعي: مسئولان اوساسونا از يك سال پيش بازيهاي مرا زيرنظر داشتند، سپس با فاضلي مدير برنامههايم تماس گرفتند تا قرار و مدارها گذاشته شود، از طرفي نظر نكونام را هم خواستند كه او هم نظرش را درباره پيوستن من به اوساسونا مثبت اعلام كرد.
داشتي از بينيازي
ميگفتي؟
شجاعي: بله، بايد عنوان كرد كه اماراتيها پول خوبي به بازيكن ميدهند و يك بازيكن هم حق دارد كه به فكر آيندهاش باشد، مگر عمر يك فوتباليست در ميدانهاي سبز چقدر است، حداكثر ده سال.
شنيده بوديم
كه از آلمان هم، در
همان زمان پيشنهاد داشتي؟
شجاعي: بله، اما من امارات را انتخاب كردم، چون هم شرايط ماليشان خوب بود و هم اينكه من دوست داشتم در اين سن (23 سالگي) بيشتر بازي كنم. در آلمان بازي كردن آن زمان پنجاه، پنجاه بود.
پس فوتبال اسپانيا
را به آلمان ترجيح ميدهي؟
شجاعي: صددرصد... من عاشق فوتبال و تكنيك برزيليها هستم و اسپانيا هم، اين ويژگي را در فوتبال خود برعكس آلمان دارد. شيوه بازي من و حركات انفراديام به درد فوتبال اسپانيا ميخورد. اسپانيا انتخاب درستي بود كه اميدوارم از بازي در ليگ نفسگير آن، سربلند بيرون بيايم.
سقف آرزوهايت در
اسپانيا؟
شجاعي: فعلا درخشش در اين ليگ، حداقل دو سال بايد خودم را در آنجا نشان دهم و سپس آرزوي بازي كردن در يك تيم پرآوازهتر، همه چيز پله پله...
و اميدواري؟
شجاعي: انسان با اميد زنده است، مگر علي دايي و علي كريمي به بهترين تيم آلمان، بايرن مونيخ نرفتند، مگر مهدويكيا بازي در تيم پرسابقه هامبورگ را تجربه نكرد، اميدوارم با جواد در فوتبال اسپانيا آبروداري كنم.
فكر ميكني موفق
شوي؟
شجاعي: اگر آسيب نبينم و از لحاظ بدني آماده باشم، صددرصد چون همان طور كه گفتم سبك بازي من با فوتبال اسپانيا جور در ميآيد.
و دومين بازيكن
ايراني حاضر در اسپانيا
هستي، چه احساسي داري؟
شجاعي: از آنجا كه در يك تيم اسپانيايي با نكونام همبازي هستم، بسيار خوشحالم.