يك بار يك تركه ادعای پيامبری می كنه بهش می گن خوب اسم كتابت چيه می گه
كتاب ندارم جزوه ميدم بنويسيد



ترکه به اتاق رئيسش رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي
خوام. رئيس گفت : شما که يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟ ترکه
گفت : آخه نمي خواستم تعطيلاتم رو خراب کنم !!!

 


ترکه میره جوراب فروشی و میگه : آقا من جوراب می خوام . فروشنده میگه :
مردونه . ترکه هم دستش را دراز میکنه و دست میده و میگه : مردونه

 


ترکه زنشو میبره سونوگرافی بهش میگن پسر داری میگه تو رو خدا بگین اسمش چیه

 


یه روز یه ماشینی با پلاک تهران ص از چراغ قرمز رد میشه پلیس ترک میره
پشت سرش میگه ماشین تهران صلی الله علیه و سلم بزن کنار

 


یه ترکه میره ماشینشو بیمه بدنه کنه، آخر سر که کارش تموم میشه بیمه ای
بهش میگه ایشالا هیچوقت از بیمه تون استفاده نکنین. ترکه هم برمیگرده
میگه : ایشالا شما هم از این پول خیر نبینین !

 


ترکه ميره ثبت احوال ميگه يه شناسنامه واسه بچه ام ميخوام ! ميگن اسمش
چيه ؟ ميگه "شورلت" ميگن اينكه اسم ماشينه يه اسم بزار كه به نام پدر و
مادر بياد . ميگه خب به اسم ما مياد ديگه من "بيوك" آقا هستم . همسرم هم
"خاور" خانوم !!!


ترکه زنگ می‌زنه ۱۱۰ میگه: گاز، کلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستی و دنده
ماشین منو دزدیدند، پلیسه میگه: ببخشید، شما ترک هستید؟ یارو میگه: آره،
چطور مگه؟ پلیسه میگه: هیچی، پاشو برو جلو بشین !


یه روز یه ترکه میره در مغازه خیاطی. پارچه شو میده میگه برام یه شلوار
بدوز. فردا نیام بگی وقت نداشتم سوزنم شکسته بود ننه م مرده بود. اصلا
نمیخوام پدر سگ پارچه منو بده میخوام برم.


ترکه تو ماشينش آهنگ عربي گذاشته بوده با صداي بلند. بهش گير مي دن مي گه
: اي بابا نميشه تو اين ماه محرم يه قرآن شاد گوش بديم

 


ترکه میره امامزاده میبینه یه دختری میگه خدایا یه شوهر خوب به من بده .
ترکه خودشو میندازه تو بغل دختره میگه خدایا هل نده .

 


یکی میگه: من" حافظ کل قرآنم", ترک میگه: از این قران کوچیکا یا بزرگا


یه روز یه ترکه میره ساندویچی میگه آقا یه ساندویچ کالباس بده ولی برام
خیارشور نذار.از قضا یارو ساندویچی هم ترک بوده میگه:ببخشید خیارشور
ندارم میخوای گوجه نذارم؟


ترکه ميره کنار دريا پری دريای ميبينه ،ميگه من عاشقتم ،با من ازدواج
ميکنی،پری دريای ميگه من آدم نيستم،ترکه ميگه تو فکر ميکنی من آدمم،

 

توی سینمای اردبیل فیلم شام آخر میره رو اکران ترکها همه با قابلمه میرن سینما



به ترکه میگن تو با چه ارزی از مملکت خارج میشی؟ میگه با عرض معذرت


يه تركه زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه .
به نام ... ؟ تركه ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا ميخواستم

 


به یه ترکه می گن بابات مرده لباس مشکی بپوش بریم قبرستون, می گه شما
دروغ می گید یه اتفاقی افتاده می خواهید به من نگید.

 


ترکه کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید